کابل ناته،  Kabulnath


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
   

مصاحبه ذبیح الله امانیارژورنالیست آزادافغان
 بــا
 استادمحــــمدحـــــسین ارمــــــان

 
 

 درکشورعزیزماهنرموسیقی یدطولاداشته ومردم شیفته و دلبسته آن بوده وهستند.موسیقی محلی یافلکلوریک که زاده قریه ه، روستاهاوکوهپایه های این مرزوبوم میباشد.وازنسلی به نسل دیگرمنتقل شده، درواقع معرف فرهنگ وهنراین سرزمین هنرپرورمیباشد.درتاریخ این سرزمین،  موسیقی درحیات روزمره، بصورت نورمال وغیرنورمال  یعنی ایام رزم وجنگ حضورخودراحفظ کرده است.چنانچهدرجنگهای افغان وانگلیس برای حفظ مورال عساکروجنگندگان ازنیرووعظمت  موسیقی استفاده میشد.

 با نواختن دهل وسرنا واتن های ملی عساکربه وجدآمده وماشاهدفتوحات چشمگیرآن درتاریخ کشوربوده ایم.درتاریخ موسیقی افغانستان هنرمندانی ظهورداشته که موردقدرواحترام همه بوده ومیتوانیم ازبعضی این سرمایه های معنوی چون مرحوم استادقاسم، استادبرشن، استاد سرآهنگ، استاددری لوگری وده هانام شریف دگرنام گرفتباهمت وزحمات خستگی ناپذیراین بزرگمردان درجهت زنده نگهداشتن موسیقی این آب وخاک هنرمندان عزیزماموفقیتهای رادرین ساحه نصیب گردیده اند.

یکی ازدوره های درخشان درتاریخ موسیقی کشور پایه گذاری ارکستربزرگ رادیوافغاستان بودکه توسط هنرمندان بزرگ،  استادسلیم سرمست، استادننگیالی، استاداسمعیل اعظمی، استادنوشادوسایرین که گفته میتوانیم تعداد شان به چهل نفرویابیشترازآن میرسد، صورت گرفتبنای موسیقی راکه  این هنرمندان گرامی برای کشور انجام دادند درتاریخ موسیقی بی نظیرمیباشد.این ارکستر  نقطه یی عطفی درتاریخ موسیقی وطن بوده، زیرااکثریت آهنگهای فولکلوریک ازطریق آن جمع آوری وهارمونیزه، ودرآرشیف موسیقی رادیوثبت وماندوگارگردیده است.متاسفانه دراثرجنگهای خانمانسوزاین گنجینه نیزمانندسایرهسته های زندگی ازهم پاشیدخوشبختانه یکی ازین مهره ها درخشان ارکستراستادمحمدحسین ارمان که فعلادرکشورسویس زندگی داشته، وبه طورخستگی ناپذیر فعال باقی مانده است.استادارمان درکشورسویس  انسامبل کابل راباهمکاری فرزندان عزیزش هنرمندش خالدارمان ومشعل ارمان بنیادکرده است.این خانواده هنرمندارطریق اراهه کنسرتهای شان موسیقی وطن رادرخارج ازکشور معرفی داشته اند.درحالیکه برای این خانواده هنرمندموفقیت های بیشتری راآرزومیکنم.فرصت بدست آمد تامصاحبه یی رادرارتباط پرسشهای علاقمندان عزیزترتیب داده، توجه شمارابه خوانش آن جلب میدارم.

 

 

پرسش:لطفادرموردتحصیلات تان دررشته موسیقی، وفعالیتهای هنری خودمعلومات اراهه دارید؟

پاسخ:درسال(۱۹۶۵)م بااستفاده ازیک بورس تحصیلی  موسیقی عازم کشوریوگوسلاویاشده ومدت یازده سال دررشته  گیتارتحصیلات اکادمیک رابه پایان رسانیدم.دربازگشت به وطن خوشبختانه مکتب موسیقی به همکاری استادان مجرب موسیقی درکابل ایجادومن افتخاراستادی رادرآن مکتب به دست آوردم.مدت هفده سال تدریس آله موسیقی گیتار رابرای شاگردان مکتب آموختم.خوشبختانه بازحمات خستگی ناپذیراستادان مکتب شاگردان ممتازی ازآن مکتب فارغ و هم اکنون درکشورهای مختلف مصروف فعالیتهای هنری میباشند.ازجمله میتوان ازناصرسرمست نام گرفت که در کشورآسترالیادوکتورای خویش رادرین رشته اخذ ودرفاکولته هنرهای آنجاتدریس میکند.بدبختانه این شگوفه های موسیقی باتوفان جنگ ومصیبت پرپرشدنددرحالیکه آنهامیتوانستندموسیقی کشورراارتقاع دهندولی اینک درسایرکشورهافعالیت داشته وبه هرگوشه یی جهان پراگنده گردیده اند.

پرسش:روی کدام عوامل ترک وطن وچگونه دراین فکرافتادیدکه (انسامبل کابل)را ایجادنموده، چه فعالیتهای درزمینه دارید؟

پاسخ:وقتی ازتحصیلات عالی به وطن برگشتم درپنج بخش هنری، فاکولته هنرهای زیب، مکتب موسیقی،  رادیوتلویزیون وکورسهای موسیقی که درمکتب سیدجمال الدین  برای معلمین کودکستانهای  شهرکابل ایجادشده بود تدریس میکردم. درسال(۱۹۹۲)م کابل بدست مجاهدین فتح وتمام عرصه های هنری مسدودگردید.باوجودیکه تلاش نمودم تاکارموسیقی دوباره سروسامان بیابدولی نتیجه نداد.ناگزیر وطنم راترک وبعدازمشکلات زیادخودوخانواده ام رابه هندوستان رسانیدم.درآنجابه کورسهای مختلف آموزش موسیقی سرزه وچندکورسی راتعقیب نمودم.

بعدازآن سرنوشت مارابه کشورآلمان وازآنجابه کشور سویس پرتاب کرد.درسویس چندآهنگی رادروصف کابل تنظیم و دوبیتیهای آنرامحترم کهزادسروده بود:

زکابل جان جاگشتم خدایا                            غریب وبینواگشتم خدایا

این آهنگ ازطریق رادیوی بی بی سی پخش ونشر شد.درسویس روزی چشمم به گیتاری که دردیوارمنزلم آویخته شده بودافتید.اوخطاب به من گفت:آقای ارمان شماکه اهل افغانستان بوده، وهیچگاهی ازطریق من هویت ملی شماهویدا نگردیده، درفکرآن شویدتاازطریق موسیقی کشورتان هویت ملی خودرا  تبارزدهید.اوواقعیت راگفته بود.زیرا من یک افغان بوده ودراین گوشه دنیازندگی دارم ، پس بایدازطریق موسیقی وطنم هنروفرهنگ خودرابنمایش گذارم. برای دوستم شمس الدین مسرورکه در درپاکسان زندگی داشت تیلیفون زده،  یک دستگاه رباب مطالبه نمودم.خوشبختانه ربابی برایم فرستاده شد.و وربابی راشخصادرآنجابدست آوردم.یکی ازین رباب هارادراختیار پسرم خالدجان ارمان، سپردم.رباب رابه زودترین فرصت فراگرفت ونوازنده یی خوبی درزمینه شد.بعداتنبور، دایره، دف، فلوت نی، هارمونیه وزیربغلی ودهل راخریداری ودرسال(۱۹۹۵)م  انسامبل کابل رادرکشورسویس  پایه گزاری کردیم ووازطریق آن درکشورهای مختلف اروپایی  کنسرتهای رااجر،  وموسیقی افغانی رامعرفی داشته،  که مورد توجه زیاد علاقمندان قرارگرفت.بعدهاانسامبل شهرت خوبی بدست آورد.در کنسرت بزرگی که درآن بیش ازدوهزارنفر شرکت داشتند  درشهرژینوبااستقبال بی نظیردوستان موسیقی روبرو گردیدیمدرین کنسرت استادملنگ زیربغلی نوازازکابل دعوت شده بودبعدهاانسامبل موفقیتهای زیادی رابدست آورددرسال(۱۹۹۷)م به اساس دعوت کشورهای مختلف درفستیوالهای موسیقی به نمایندگی ازافغاستان اشتراک نمودیم.کنسرتهای ماعلاوه ازکشورهای اروپایی درشهرهای امریک،  چاپان،  اندونیزیا و سایر کشورهای جهان اجر، وتاکنون بیش ازدوصدکنسرت رابه نمایش گذاشته ایم.درسال روان درفستیوالی درشهرهالندسهم گرفتیم که درپهلوی موسیقی سایرکشورهاانسامبل کابل نیزموسیقی افغانستانراعرضه داشت.درسال(۲۰۰۷)م درکشورمالیزیادرفستیوال بزرگی به نمایندگی ازموسیقی افغانستان دعوت واشتراک نمودیم.خالدارمان بزبانهای انگلیسی وفرانسوی بلدیت کامل داشته، درکنسرتها آلات موسیقی افغانی رابه بزبانهای زنده دنیا برای اشتراک کننده ها تشریح نموده، آنها باعلاقمندی تام به موسیقی افغانی توجه  ولذت برده اند.انسامبل کابل متشکل است از:

محمدحسین ارمان، خالدرمان، مشعل ارمان، عثمان ارمان سیرهاشمی، غلام نجرابی.

پرسش:طی سفرهای به کابل، کنسرتهای رااجرانمودید؟

پاسخ:من چندباربه کابل سفرداشتم، درنخستین سفرم به کابل میخواستم کنسرتی رااجراکنم متاسفانه درین زمینه مرجع یی مرایاری نرسانید.مخصوصاوزارت اطلاعات وفرهنگ هیچگونه همکاری راانجام نداده نتوانستم.علت سفرم این  باراحیای مجددمکتب موسیقی بود، زیرااطلاع حاصل نموده بودم که مکتب موسیقی دوباره هسته گذاری شده، بازسازی میشود.روی این منظورباجناب آقای رهین وزیراطلاعات وفرهنگ درتماس شده وروی پلان سفرم  تبادل نظر نمودم.متاسفانه حرفهایم به کرسی قرارنگرفت و گفته شدکه مکتب فعال است وبه بازسازی ضرورت ندارد.زمانیکه مکتب راازنزدیک مشاهده نمودم،  جزیک پایه پیانوکه درحدودبیست شاگردازآن استفاده میکرددگرآله یی نمایان نبود، وآن خلاف پرنسیبهای درسی مکتب بود..مکتب ازداشتن استادان مجرب ومسلکی به کلی محروم، و شاگردانی که درمکتب جذب شده بودند، موسیقی رابگونه تفنن آموخته، نه مسلکی. بنااین مکتب راهیچگاهی نمیتوانستم  مکتب موسیقی نام دهم.اینکه چه گونه شاگردان را بخواهندطورمسلکی موسیقی بیاموزند، پیشنهادی رادرزمینه عرض نمودم.اگربخواهیم مکتب اساسی ومسلکی موسیقی داشته باشیم درتشکل آن بایدازاطفال یتیم خانه هاموسسه آشیانه ومرستونهااستفاده نماییمیعنی پایه اساسی وتهداب مکتب راازشاگردان این موسسات انتخاب نمودچنانچه استادان گرانمایه که امروزافتخارموسیقی مامیباشند، فرزندان یتیمی بودند که ازین موسسات انتخاب ودرمکتب موسیقی جذب شده بودند.بنابرای اینکه بتوانیم مکتب مسلکی موسیقی داشته باشیم بایدشاگردان آنراازموسسات یادشده انتخاب وآنوقت به آینده موسیقی امیدوارخواهیم بود.اگرامروزچنین مکتبی رادارامیبودیم ضرورت نبودتاسرودملی مابامصارف گزاف درخاج ازکشورتهیه میشد.آرزومندم تاوزارت اطلاعات وفرهنگ درین زمینه برخوردمسوولانه داشته، این کانون علمیوفرهنگی راشدیدایاری، استادان آنراتقدیرودایماازحال واحوال شان باخبرباشند سفراخیرم درشهرکابل که درسال(۲۰۱۱)م صورت گرفت مرابه آینده موسیقی درکشورامیدوارگردانید.به همت والای فرزنداصیل موسیقی وطن دوکتورناصرسرمست بزرگترین آموزشگاه موسیقی یعنی انیستیتوت ملی موسیقی تاسیس وتعدادی ازهواخواهان این مسلک از طریق استادان مجرب داخلی وخارجی بصورت جدی مشغول فراگیری تحصیلات اساسی موسیقی گردیده، اگراین کانون تحت حمایه جدی دولت قرارگیرد، آینده موسیقی درآینده رخشان میباشد.خوشبختانه  طورداوطلبانه خالدارمان مدتی رادرین مرکز برای شاگردان گیتار  ومشعل ارمان فلوت راتدریس داشتند.وضع خراب زندگی هنرمندان اصیل کشوراین بارنیزبرایم تاسف برانگیزبود.دولت هیچگونه امتیازی رابه این گلدسته قایل نبوده، بامعاش ناچیززندگی شباروی شانراسپری مینمایند.بصورت کل توجه درموردموسیقی سنتی صورت نمیگیرد. این بارخوشبختانه ازطریق هیات محترم رهبری رادیو تلویزیون ملی مورداستقبال گرم واقع شده،  کنسرتی راکه خدمت هموطنان گرامی ام پیشکش نمودم  ازطرف محترم زرین انځوررییس عمومی آن مرکزفرهنگی موردتقدیرواقع گردید.جهان سپاس مینمایم.

 

 

پرسش:خاطرات هنرمندان جالب وخواندنی بوده، میخواهیم خاطرات شمارابشنویم؟

پاسخ:خاطرات زیادی درزندگی داشته واینک خاطره یی راکه درآن ارزش وتاثیرموسیقی نهفته است،   برایتان حکایه میکنم:

دریکی ازشبها بااستادسلیم سرمست، استادننگیالی، استادنوشاد وآوازخوان محبوب ساربان، درمنزل یکی ازدوستان در منطقه(بره کی)واقع شهرآراء کابل دعوت بودیمتانیمه های شب موسیقی نواخته وخواندیم.بعدازختم دعوت، درحدود (۲) شب خواستیم دوباره به منزل برگردیم چون وسیله نقلیه دراختیارنداشیم، پای پیاده باهم درهوا خوش بهاری روانه منزل گردیده، درراه متوجه شدیم که سگ بزرگی ماراتعقیب میکند.درچهارراهی ملک اصغرشهرنوزمانیکه به عقب نگاه کردیم،  سگ ازتعقیب مادست نکشیده  بود.استادسرمست رویش رابطرف سگ نموده گفت:سگ جان!میخواهی برایت موسیقی بنوازیم درین اثنامتوجه شدیم که سگ دستهایش رابه جلو درازوروی سرک به زمین نشست.سازهارا بدرآورده ودرخلوت شب، بنواختن موسیقی آغازنمودیمخدابیامرزدساربان ر، اوباآهنگی ماراهمراهی نمود.درحدودنیم ساعت برای سگ موسیقی نواختیمدرپایان استادسرمست به طرف سگ اشاره نموده گفتسگ جان ناوقت شب است ومابایدبه منازل خودبرویم، تو بعدازین ماراتعقیب نکرده به راه یی که آمده یی برگرد.باورکنید، سگ ازجایش برخاسته، بانگاه سپاسگزاری ماراترک ودرراه خودروانه گشت.درینجابه این واقعیت پیوستیم که تاثیرموسیقی علاوه برانسانه، بالای نباتات وحیوانات نیزتاثیرپذیراست.

پرسش:درنشرات اکثرتلویزیونهابه موسیقی وطن توجه نشده جایش راموسیقی بیگانه اشغال نموده است ، بناموسیقی اصیل وطن را متاثرساخته است.. همچنان آهنگ زیبایی راکه درین اواخرباهنرمندمحبوب طاهر شباب اجرانمودیدنهایت زیبا بوده، بگوییدتااین آهنگ رادرکجاثبت و امید تا همچو آهنگهارا در اختیار علاقمندان قراردهید؟

 

 

پاسخ:این حرف واقعیت دارد.درسفرم به کابل متوجه گردیدم، دراکثریت نشرات تلویزیونهاآهنگهای افغانی جایش را به آهنگهای بیگانه سپرده، که مایه یی تاسف میباشد.درملاقاتی که بامسوولین درزمینه به عمل آوردم، نظرچنین بود  تانشرات شبکه های آزاد، درپهلوی نشرات دولتی بامعیارهای قانونی هماهنگ گردند.زیرادرنشرات شبکه های آزادبی بندوباری های زیادو،  کارکردهای هنرمندان اصیل کشوربه فراموشی سپرده شده است، که این جفایی  بزرگی است به فرهنگ وموسیقی اصیل کشور. این عمل درواقع چکش به دست گرفتن وبر تابوت موسیقی کشورآخرین  میخ راکوبیدن استهمچنان درنشستی که باهیات رهبری اتحادیه هنرمندان، که شخصاعضوآن میباشم باصراحت میگویم که اتحادیه تاکنون کارسازنده وموثری رادرمورد انجام نداده، وعمل کردآن خلاف توقعات وخواهشات برحق هنرمندان میباشد.پیشنهاد دارم تاهنرمندان گرانقدرمادرهرگوشه جهان که قراردارند بصورت جدی اتحادیه یی شانراایجادودرزمینه همکاری های مجامع بین المللی راجلب دارند.

دربازگشت ازکابل به سوی سویس مدتی درکشورآلمان توقف داشتم.دراثرتقاضای هنرمندخوب طاهرجان شباب که اززمره شاگران بااستعدادم است، آهنگ(زغم کسی هلاکم)راباهم دوگانه ثبت وتصویری ساخته دراختیار تلویزیونهاگذاشتیم.خوشبختانه مورداستقبال گرم علاقمندان موسیقی واقع گردید.درمورداینکه آهنگهای جدیدراباهم دوگانه اجراکنیم، کارنهایت مشکل بوده وهرآهنگ درحدودسه الی چهارهزارایرومصرف داشته که متاسفانه ازتوانمندی ام خارج میباشد.انشاالله در آینده اگرعمربقاوامکانات دراختیارداشتم به صدای شمالبیک خواهم گفت.

پرسش:راجع به زندگی شخصی تان صحبت کنید؟

پاسخ:بادختری که موردعلاقه ام بودسالهای قبل ازدواج و ثمره آن دوفرزندعزیزخالدجان ارمان بااکمال تحصیلاتش درمکتب موسیقی، ذریعه بورس  تحصیلی عازم کشورچکسلواکی، ودررشته گیتارتحصیل نمود.درسال(۱۹۸۶)م درمسابقه یی گیتارکه توسط فدراسیون موسیقی،  راه اندای شده بودازمیان(۹۲)تن گیتارنواز، چهارتن انتخاب  وعازم پاریس گردیدند. خوشبختانه خالدارمان توانست مقام اول رادرین مسابقه بدست آوردو تصمیم اتخاذگردیدتادرین رشته تحصیلات اکادمیک رابه پایان رسانید.به همین مناسبت مدت چارده سال  تحصیلات عالی رادررشته گیتاردرآنجابه پایان رسانید.زمایکه مادرکشورسویس مهاجرگردیدیم اودرین کشورباماپیوست.وبعدا درفکرآن برآمدیم تاانسامل کابل راپایه گذاری کنیم.مشعل جان ارمان درزمان هجرت ازکشوردرصنف دوم مکتب شامل وبعداز ختم تحصیل شامل اکادیمی موسیقی شده وعلماموسیقی راآموخت.فعلادرانسامبل کابل علاوه ازآوازخوانی،  فلوت مینوازد.اودررشته اوپراتحصیلات عالی داشته اوپرا راخوب میخواند.درکنسرت که درشهرهالنددایرشد آهنگهای افغانی را خوب اجرا ومورد استقبال گرم مردم قرارگرفت.

دراخیرمصاحبه آرزودارم این قطعه شعررابه انتخاب من نشرکنید:

بیابه نیک وبدوروزگارخنده زنیم

به نقش بندی ناپایدارخنده زنیم

به کاربسته که آخرچوغنچه بازشود

بیابه بلبل امیدوارخنده زنیم

چرازشام ملال آورخزان نالیم

بیابه جلوه صبح بهارخنده زنیم

زمانه صفحه آینده رانهان دارد

به کارهای نهان آشکارخنده زنیم

به بزم ماهمه شب تاپیاله میگردد

به گردش فلک کج مدارخنده زنیم

کنون که ماهمه بازیچه گان تقدیریم

بیابه نیک وبدروزگارخنده زنیم

 

 

منرمندمحبوب(استادارمان

ازپاسخهای محبت آمیزتان جهان سپاس، طول عمروسعادت وخوشبختی ازالله پاک برای شماوهمکاران تان تمناداریم

 

 

 

دوستان گرانمایه

مهمان شمادرشماره آینده هنرمندمحبوب وبااحساس سینمای کشورمحترم(بصیرحیدر)میباشد.هرگونه که پرسشی ازهنرمنددلخواه تان داریدبامادرمیان گذارید.

 

بالا

دروازهً کابل

شمارهء مسلسل    ۱٤۵    سال        هفتم               جـــــوزا       ۱۳۸٩  خورشیدی                   اول جون ٢٠۱۱