کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       شکیلا شعله

    

 
برق لبخند

 

 


نمی بایست می گفتم که این سان دوستت دارم
که بیمارم میان درد و هذیان دوستت دارم

شب یکشنبه از تو، آتشی افتاد در جانم
از آن دم، تا به اکنون، سخت سوزان دوستت دارم

برایت می‌نویسم شعرهای تازه بااشکم
ولی با برق لبخندم، چراغان دوستت دارم

تو در من، خارج از هرگونه قالب، سروری داری
ورایی عشق و عقل و‌کفر و ایمان دوستت دارم

نپرس از من، که آیا دوستت دارم؟ به جان تو
فراوان، در فراوان، در فراوان دوستت دارم

به قدر کثرت اولاد آدم، بی تو دلتنگم
به قدر کثرت غم‌های انسان دوستت دارم

بدون دلهره، از آن‌که این مردم چه می‌گویند
شبیه شعله‌ای همواره عریان دوستت دارم

خودت دیدی که در هر واژه‌ام نام تو پیدا بود
از آغاز غزل تا بیت پایان دوستت دارم

شکیلا شعله

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل   ۵۰۵    سال بست‌ودوم         جوزا    ۱۴۰۵     هجری  خورشیدی                                   اول جون  2026