کابل ناتهـ، Kabulnath


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      اسماعیل لشکری

    

 
زبان فارسی در فرارود (آن‌سوی آمودریا)
«اگر پهلوانی ندانی زبان// ورزرود را ماوراءالنهر دان»
فردوسی

 

 


ماوراءالنهر یا فرارود، یکی از مهم‌ترین کانون‌های تمدن و فرهنگ فارسی در گستره‌ی خراسان بزرگ بوده است. بررسی جایگاه این سرزمین در تاریخ زبان و ادب فارسی، موضوعی گسترده و ارزشمند است که از جنبه‌های گوناگون تاریخی، فرهنگی و ادبی قابل پژوهش می‌باشد. در این نوشتار، تنها به یکی از این جنبه‌ها؛ یعنی جایگاه و وضعیت زبان فارسی در فرارود، نگاهی گذرا خواهیم داشت.


بسیاری از پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی، فرارود را یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های زبان فارسی دری دانسته‌اند. اگر مراد از زبان فارسی، همین زبان فارسی دری باشد که طی بیش از هزار سال در بخش بزرگی از جهان فارسی‌زبان حضور داشته و آثار برجسته‌ی ادبی، علمی، فلسفی و دینی بدان آفریده شده است، این دیدگاه چندان دور از واقعیت نیست.


کهن‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده‌ی شعر فارسی نیز با فرارود پیوند دارند. از جمله این ابیات که در کتاب «المسالک و الممالک» ابن خردادبه ثبت شده‌اند:
سمرقند کند مند
به زینت کی افکند؟
از شاش تو بهی
همیشه تو خهی
این سروده از کهن‌ترین نمونه‌های بازمانده‌ی فارسی دری به شمار می‌رود و نشان می‌دهد که زبان فارسی در سده‌های نخستین اسلامی در این سرزمین زنده و پویا بوده است.


نمونه‌ی دیگر، بیت مشهور ابوحفص سغدی سمرقندی است:
آهوی کوهی در دشت چگونه دودا؟
او ندارد یار، بی‌یار چگونه بودا؟!


شگفت آن‌که این بیت، با گذشت بیش از هزار سال، هنوز طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است. اگر امروز آن را برای یک فارسی‌زبان بخوانند، به دشواری می‌تواند باور کند که این شعر از نخستین سده‌های تاریخ فارسی دری برجای مانده است. مضمون انسانی و زبان روان آن، همچنان با احساسات انسان معاصر پیوند برقرار می‌کند.
شمس‌قیس رازی نیز در «المعجم» از ابوحفص سغدی به عنوان یکی از نخستین شاعران فارسی‌گو یاد کرده و افزون بر شاعری، او را موسیقی‌دانی برجسته دانسته است. این گزارش‌ها نشان می‌دهند که فرارود نه تنها در شکل‌گیری شعر فارسی، بلکه در رشد موسیقی و فرهنگ هنری نیز سهمی چشم‌گیر داشته است.


آنچه از این شواهد برمی‌آید، آن است که نخستین آثار شناخته‌شده‌ی فارسی دری که تا امروز به دست ما رسیده‌اند، در فضای فرهنگی فرارود پدید آمده‌اند. در این منطقه، زبان گفتاری مردم، تجربه‌های ادبی شاعران گمنام، میراث فرهنگی ایران‌زمین، و سپس حمایت دولت سامانی، دست به دست هم دادند تا یکی از درخشان‌ترین دوره‌های تاریخ زبان فارسی شکل گیرد.
با روی کار آمدن سامانیان، بخارا به مرکز بزرگ فرهنگ و دانش تبدیل شد. در این دوره، زبان فارسی از محدوده‌ی گفتار روزمره فراتر رفت و به زبان علم، ادب، تاریخ و اندیشه بدل شد. پشتیبانی امیران سامانی از دانشمندان و شاعران، زمینه را برای شکوفایی آثاری فراهم ساخت که امروزه بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار می‌روند.


در همین دوره بود که فارسی دری به زبان هویت فرهنگی مردمان خراسان بزرگ تبدیل شد؛ زبانی که از هرات و نیشاپور تا سمرقند و بخارا، از مرو و خوارزم تا بدخشان و کاشغر، وسیله‌ی ارتباط، دانش‌آموزی و آفرینش فرهنگی بود. این زبان نه تنها مردم را به یکدیگر پیوند می‌داد، بلکه حافظ خاطره‌ی تاریخی و هویت تمدنی آنان نیز بود.
پس از فروپاشی دولت سامانی، فرارود دوره‌های دشوار بسیاری را پشت سر گذاشت. حکومت‌های گوناگون ترک‌تبار، مغول‌تبار و سپس سلطه‌ی روسیه تزاری و اتحاد شوروی، هر یک به گونه‌ای بر جایگاه زبان فارسی تأثیر گذاشتند. با این همه، فارسی توانست در میان مردم، در ادبیات، در محافل علمی و حتی در برخی ساختارهای اداری و درباری، حیات خود را حفظ کند.


یکی از شگفتی‌های تاریخ فرهنگی فرارود آن است که بسیاری از فرمانروایان غیر فارسی‌زبان نیز به فارسی شعر می‌سرودند و دیوان شعر داشتند. این واقعیت نشان می‌دهد که زبان فارسی تنها یک وسیله‌ی ارتباطی نبود، بلکه زبان فرهنگ، اعتبار اجتماعی و شکوه تمدنی منطقه به شمار می‌رفت.


در سده‌ی بیستم، به‌ویژه در دوران سلطه‌ی کمونیستی، فشارهای گسترده‌ای برای محدود ساختن زبان فارسی در فرارود اعمال شد. تغییر خط، محدودیت‌های آموزشی و سیاست‌های زبان‌محور، بخشی از این فشارها بودند. با وجود این، زبان فارسی در خانه‌ها، شعرها، خاطره‌ها و حافظه‌ی تاریخی مردم زنده ماند و نسل به نسل انتقال یافت.


امروز نیز زبان فارسی مهم‌ترین سرمایه‌ی فرهنگی تاجیکان و یکی از استوارترین پیوندهای تاریخی میان مردمان حوزه‌ی تمدنی خراسان بزرگ است. این زبان در طول بیش از هزار سال، جنگ‌ها، جابه‌جایی‌های سیاسی، مرزبندی‌های جدید و فشارهای فرهنگی را پشت سر گذاشته و همچنان به حیات خود ادامه داده است. راز این ماندگاری را باید در ظرفیت فرهنگی، غنای ادبی، انعطاف‌پذیری و پیوند عمیق آن با زندگی مردم جست‌وجو کرد.
چنان‌که حکیم سنایی گفته است:


چو با آدمی جفت گردد پری
نگوید پری جز به لفظ دری
 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل   ۵۰۵    سال بست‌ودوم         جوزا    ۱۴۰۵     هجری  خورشیدی                                   اول جون  2026