کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          کریمه شبرنگ

    

 
اتفاق

 

 

پیش از آن‌که
نامت به دیدن برسد
در من اتفاق افتاده بودی
شب
مرا
به قصه‌هایش سپرده بود
و من
تمام شب
بدن تو را
در برگ‌های درخت ممنوعه
بو می‌کشیدم
دوباره
دوباره
از شیبِ تنت بالا می‌رفتم
سقوط می‌کردم
در عمقی از چشم‌هایت
که
به‌جای تماشا
مرا مصرف می‌کردند
من جهان را نپیمودم
من
با قدم‌های تو
از جهان جا ماندم
قرار بود به چه برسم؟
این پرسش بی‌طرفانه نیست
زخمی‌ست
از صداهای که
هنوز بسته نشده
و
اندام تو
راهی‌ست
که
بی‌نیاز از رهگذر
خودش را نشان می‌دهد
من اما
پیاده‌ی این مسیرم
لجوج
و
زخم‌خورده‌
حکم رفتن در دستم
شب را بیدار نگه می‌دارم
تا
تو
آخرین فریادی باشی
در انتهای
زندگی!

کریمه شبرنگ

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل   ۵۰۳    سال بست‌ودوم        ثور    ۱۴۰۵     هجری  خورشیدی       اول مَی  2026