|
اگر باشی کنارم یا نباشی، در منی، کافی ست
تو از جنس نوازش بر تنم پیراهنی، کافی ست
تو مثل چار فصلی، تلخ و شیرینت پر از عشق است
تو هم آتش بس و هم معنی جنگیدنی، کافی ست
گذشتم از میان ازدحام گنگ ، اما تو
رفیق همصدای، سوی فردا رفتنی، کافی ست
من و هر روز جنگ تن به تن با دیو های درد
همین که با تمام غصه هایم دشمنی، کافی ست
در این غربت، نه تاج و تخت می خواهم، و نی نامی
از این که شب در آغوش تو دارم میهنی،کافیست
اگر دنیا پر از زنجیر باشد هم برای من
همیشه معنی آزادگی یک زنی، کافیست
صنم عنبرین
|