|
کودکیت را روی تقویم نمیشود نشان داد
چندسال از کودکیت گذشته است نصیبه
پیش از آنکه دهساله شوی هجدهساله شده بودی
اما بزرگسالیت عمیق است
چون دریایی که کودکان بیشماری را در دل دارد
مادرت پشت سیمهای خاردار منتظر است
اما مرزها آشوب را دوست دارند
دوست دارند
تو اینجا باشی
و مادرت آنجا
مرزها عجیبند
از عبور شتابزده لذت میبرند
از قدمهای شبانه
هیچ سربازی
دوست ندارد معشوقش را در مزر ملاقات کند
وقتی سگها زوره میکشند
من اما به تو فکر میکنم نصیبه
آن سال که کرونا شیوع پیدا کرد
امسال که طالبان آمدند
بین کدام کتاب در جستجوی زندگی بودی
وقتی آمار بالا بود
و مذاکرات صلح به سهم هیچکس از زندگی فکر نکرد.
|