معبد (مندر) آسمايی

 

 

کلمه آسمايی در ريشه اش سانسکريت بوده از دو کلمه يی (آسه) که در زبان فارسی دری اميد و(مايی) که معنای آن مادر ميباشد به وجود آمده هرگاه از ديد عرفان به اين کلمه نگريست کلمه يیالاهه يی اميد مفهوم همه جانبه آن را بيان ميدارد. گذشتهء اين نيايشگاه چون تاريخ افغانستان عزيز کهن و ديرساله است.

هنگاميکه عرب ها وسپس شاهان غزنوی بر کابل و يا کابلستان آن وقت هجوم آوردند، هندوشان کابل ناگزير به عقب نشينی به طرف شرق و جنوب کابل شدند. عرب ها معابد کنار درياری کابل را به آتش کشيدند همه را به نابودی سپردند. جنگ ميان اهالی هندو مذهب کابلستان در هنگام پادشاهی رتبيل شاهً کابل با عرب ها در محلی که پسانتر زيارت (شاهء دو شمشيره رح) اعمار گرديد تقريبأ در فاصلهء دوصد متری معبد آسمايی به فرجام رسيد.

معبد آسمايی که در آن عصر به قلهء کوه آسمايی قرار داشت از گزند جنگ سالم بماند. چون در اثر اين تجاوز مذهبی برخی عمدهً باشنده گان کابل؛ مسلمان شدند اقليت هندوان جهت عبادت با پذيرش همه دشواری ها و تحمل اهانت اذيت وآزار به قلهء کوه آسمايی ميرفتند.

بعد از گذشت سال های سال، امير عبدالرحمئن خان در سال 1900 برای هندوها اجازه اعمار معبد را در دامن کوه ـ صادر کرد، که قبالهء آن به نام شادروان جناب  دونی چند يک تن از موسفيدان هندو های کابل ترتيب و ثبت دفتر بلديه گرديد. این امر باعث شد که لحاظ حقوقی، معابد هندوان و سکهـ های افغان شخصیت حقوقی نه بلکه به صفت دارایی شخصی هویت یابند و از روی تعصب مذهبی، دارای حقوق مساوی و همسنگ با مساجد و تکیه خانه های شریف نباشند و از امتیازات مساوی در رابطه با محصول برق، آب آشامیدنی و محصول صفایی  برخوردار نگردند.

معبد آسمايی که در سمت راست دروازه دخولی جادهء آسمايی و سمت چپ دروازهء دخولی گذر جوی شير (نخاس) و عقب مسجد شريف اهالی گذر جوی شير موقعيت دارد. از اطاق کوچک تاريکی بلند بالا پوشيده با گنبد عظيم بوجود آمده که ديوار های درونی آن رواق کاری و گج کاری گرديده است. در رواق مرکزی آن چراغ گلی بيضوی شکل نهاده شده که شعله اين چراغ با تيل شرشم، پدرام و جاويدان روشن است. در رواق پهلويی آن سال دو مراتبه با کشت جو مراسم هفت روزه يی نوراتی (روزه) بجا می آيد.

معبد تهاکر جی که پنجاه متر دورتر از معبد آسمايی موقعيت دارد منسوب به (کرشنا) دهمين پيام آور آيين هندو که حقيقت و يکتاپرستی را مژده ميداد ـ ميباشد. کتاب مذهبی هندوان بهگوت گيتا يا گيتاجی به اين دوست خداوند نازل شده است.

در معبد کرشنا (تهاکر جی) سنگ کره وی شکل (تهاکر) يعنی سمبول کرشنا در طبقهء دوم آن گذارده شده. طوريکه در کتاب سترگ مها بهارت آمده است پنج برادران پاندو که ندای حق صلح و صميميت را پيام ميداند از جانب شهزاده راه ظلمت دريودهن به تبعيد دوازده ساله محکوم و مجبور گرديدند. برادران پاندو از بهارت هندوستان آن عصر مدتی را به سرزمين آريانای کبير نيز سپری نموده اند. درين سرزمين آبايی افغانها در درهء زيبای که بعد ها بنام ايشان (پنج وير) و پسانتر (Pandvir) و در فرجام (پنجشير) ناميده شد اقامت گذارا نموده و از قضای روزگار آن سنگ کره وی شکل تهاکر از گردن (پهلوان بهيمسن) يکی از برادران پاندو به زمين افتاده و درهء شيرمردان پنجشير را وطن پذيرفت. در زمان سلطنت امير عبدالرحمن خان همزمان با احداث معبد آسمايی اجازه داده شد که آن سنگ را از منطقه آستانهء پنجشير به کابل بيآورند و در معبد تهاکرجی نگهدارند.

مردم هندو بنابر احترام و عقيده به پيشينهء تأريخی آن سنگ، او را همواره با شير شستوشو می کردند، که در برخی آثار تاريخی کابل، در آغاز اين عبادتگاه را به نام زيارت جوی شير ياد کرده اند، که وجه تسميه جوی شير، از نذر شير بر آن سنگ، گرفته شده است.

فاضل دانشمند پوهاند پروفيسر دوکتور رسول رهين پروهشگر نامور کشورمان، در گستره آسمايی نيز تحقيقی انجام داده و آن را چنين بازتاب ميدارد:

يکی از روايت ها اين است که ميگويند: پادشاه ظالمی برای اعمار ديوار های کوه های آسه مايی وشيردروازه و بالاحصار به همه سکنه شهر امر داد تا به نوبت از هر خانه يک نفر به قسم بيگاری برای رساندن گل و سنگ و آب در قلل کوه بيگار گرفته شود تا مواد عمرانی را برسانند. هرگاه شخصی از خانواده يی در روز نوبت حاضر نميشد پادشاه ظالم آن شخص را به ظلم حاضر کرده و در ديوار کوه زنده ميگذاشت و بالای او ديوار ميکرد. روزی از روزها در جمله ديگران نوبت به خانه ای رسيد که در آن فقط يک پير مرد سالخورده و لاغر اندام با يگانه دختر جوانش زنده گی داشتند. سپاهيان پادشاه می خواستند که پير مرد سالخورده را به بيگاری ببرند. دخترش که ديد پدر پيرش توان حرکت کردن و کار را ندارد سپاهيان او را به زور سر نيزه می برند ناچار به جای پدر خود به بيگار کاری در کوه بر آمد. به زحمت بسيار خود را به قلهء کوه رسانيد و در صف بيگار کاران قرار گرفت و مشغول سنگدادن شد. از قضا در همان روز پادشاه ظالم برای ديدن جريان کار به کوه شيردروازه و از آن جا به قله هايی کوه آسمايی آمد. چاشت روز بود. آفتاب سنگ های کوه را گرم کرده بود. تشنگی و خسته گی بر همه چيره شده بود. پادشاه در امتداد ديوار حرکت ميکرد دختر جوان دفعتأ از فرط ناتوانی وبيچاره گی و غيظ در مقابل تشدد و ظلم تصميمی اتخاذ کرد پارچه سنگی را در دست داشت به هوا بلند کرد و برسر پادشاه ظالم کوبيد. غريو مردم برخاست پادشاه ظالم بمرد.

نام آن دوشيزه جوان (سومهی) بود که مهتاب معنی دارد. قصه يی کشتن شاه ظالم به واسطه سومهی از دهنی به دهنی تمام شهر را فرا گرفت و مردم شهر از آن تاريخ به بعد اين کوه را (کوه آسه ماهی) خواندند و بعدها به کوه آسه مايی بدل شد و تا امروز به نام کوه آسه مايی شهرت دارد.

نبشته يی پوهاند رهين با عقايد مذهبی ما مطابقت دارد؛ زيرا که آسه يعنی اميد می آفريند و عمر کوتاه ظلم بيدادگری و ستمگر را نويد ميدهد و ابديت نور الهی را مژده داده که تنها (اوم ـ\) يعنی ذات پروردگار اکبر و جاويدان است.

نقش مکتب آسمایی که سالیان زیاد کودکان و نوجوانان هندو را به زیور سواد و دانش آراسید و آنجا موازی به تدریس مضامین دبستان های رسمی، زبان هندی، پنجابی و آموزش قرائت کتاب مذهبی گیتا جی آموزش می یافت، بدون هیچ گزافه ای روشن و در خورستایش است. به باور من در غربت، این امکان موجود است، که کودکان و نوجوانان ما به هر دانشی دست یابند. ولی فراگیری زبان هندی و پنجابی و آموزش گیتا جی به سطح مکتب آسمایی خیلی ها دشوار می نماید. حقیقتی است تلخ و تلخ تر و اندوهناکتر از آن، عدم علاقه یی خانواده و نهاد های فرهنگی افغان های هندو و سکهـ.

در معبد آسمايی در کنار نيايش و برگذاری مراسم مذهبی موسفيدان قوم برای اتخاذ تصاميم همگانی همايش هايی ميداشتند. از کودکی از زبان بزرگان شنيده آمده ام که شادروان لاله شنکرداس صراف، لکمی چند مهرا،  آقای بهگوان داس گاندی، آقای هری چند دهون، آقای مهرچند دهون، لاله شنکرداس صراف و آقای بال سوری عمری را از ژرفای قلب و خلوص نيت در خدمت مردم در اين معبد بوده اند. هرگاه درين شمار از ارادت آقای تهاکر داستندن ياد نگردد بی انصافی خواهد بود وی تا پای عمر ارادت و عقيده خود را با اين نيايشگاه استوار نگهداشت.

بنابر اهميت تاريخی معبد آسمايی بود که دولت شاهی افغانستان هنگاميکه به توسعه راه و سرک سازی بيشتر شهر کابل پرداخت خيابان وسيعی از پيشروی معبد تا (چهار راهی پلازا) اعمار و آن را به نام (آسمايی وات يا جاده آسمايی) مسما ساخت. در سال 1975 به کمک کشور جاپان در اثر عرقريزی کارگران افغانی به قله کوه آسمايی درست در عقب همان غفه يی که نشانهء معبد کهن و ديرينه را در پيشانيش تسجيل ميکند، برج آخذه تلويزيون کابل احداث شد.

سال های 1981ـ1982 تعمير سابقه مندر تهاکرجی خيلی ها عصری و قشنگ در سه طبقه بازسازی گرديد. البته بنابر عقيده مذهبی و عنعنوی به بازسازی معبد آسمايی اقدامی نشد و اصالت ديرينهء آن حفظ گرديد.

در تهکوی معبد تهاکر جی که زياد بزرگ و زيبا است آغاز دهه 1980 به بعد بنابر افزايش قيمت های سالون هوتل های شهر کابل و ديگر دشواری ها و هم بنابر سهولت و فراهم آوری هايی که از سوی خدمتگاران معبد آسمايی پيشکش گرديده بود مراسم بخش زياد عروسی های خانواده هندوان در آن جا برگذار می شد. شايان ياد آوريست که در قسمت احداث تعمير جديد و فراهم آوری هايی لوازم آن از همت گماری شادروان آقای تهاکر داس سوری، آقای تيک چند سَرين وکيل و زحمات بی آلايش شادروان آقای بهگت رام ککر، تحويلدار مواد غذايی و ظروف معبد به نيکويی ياد کرد و از خداوند برايشان صواب و ارج استدعا کرد.

خانواده های هندو که نتوانستند، رنج غربت را بيشتر تحمل نمايند، و واپس به دامن مادر وطن برگشته اند، بخش زياد آنها در مکتب آسمايی، زنده گی رقت آور و پر از دشوارها دارند.

 

 

 

دروازهً کابل