کابل ناتهـ، Kabulnath



































بخش پیشین

(۱)












Deutsch
هـــنـــدو  گذر
قلعهء هــــنــدوان

همدلان کابل ناتهـ

باغ هـــندو
دروازهء کابل

 
 
 

راز خوابیده_ اسرار مرگ دکتر نجیب الله

 
 
 
تالیف رازق مأمون
 

راز خوابيده :

ماجراي بازداشت غرزي خواخوگي چه گونه شكل گرفت؟

 

بعد از ورود طالبان به كابل، دامنهء قدرت  خلقي هاي شاخهء شهنواز تني به همكاري فعالان استخبارات پاكستان، دردستگاه نا هم آهنگ طالبان به خصوص در قواي هوايي، واحد هاي ميكانيزه و نهاد هاي  استخباراتي،  اشكال نگراني كننده يي به خود گرفت. شبكه اطلاعاتي ضد طالبان كه مركز آن در پايگاه مقاومت مسعود فعال بود، همچنان  در دستگاه امنيت دركابل نفوذ داشت. اين جريان حاضر در اداره احتساب طالبان،  براي يك رويارويي ممكن به هدف فروپاشي شبكه خلقي ها در اداره " احتساب" به تدريج آماده مي شد. رشته اصلي عمليات ضد جاسوسي دردست شخص شهيد احمد شاه مسعود در پنجشيربود. در ماه هايي كه غرزي خواخوگي به نماينده گي از كرنيل امام و دسولي غورزنگ وابسته به شهنواز تني به حيث معاون استخبارات طالبان كار مي كرد، دكتر نادر احمدزي فعال ضد جاسوسي مرتبط با شبكه پنجشير ( به اسم مستعار ملامؤمن ) به عنوان مدير اداره سوم درمعاونيت اوپراتيفي انجام وظيفه مي كرد. اين اداره ، عملا بر فعاليت هاي معاونيت اوپراتيفي وگروه غرزي نظارت داشت. ملاخاكسار نيز جزو همين حلقه بود. نام هاي رمزي ( كود) شبكه ملامؤمن كه ميان كابل و پنجشير فعال بودند، عبارت بودند از:

ملامؤمن ( دكترنادر احمدزي ) مسئول شبكه صادق هجرت وابسته به جبهه مقاومت، به اسم مستعار پرويز در شبكه مخابراتي

شهيد احمد شاه مسعود به اسم عبدالله

ملاخاكسار به اسم مستعار اجمل

انجنير عارف به اسم مستعار 27

 

دكترنادر احمدزي مي گويد كه هنگام ديدار سري  با احمدشاه مسعود در پنجشير در خصوص پيشبرد مأموريت ضربه از درون به هدف برهم زدن هم آهنگي طالبان و خلقي ها، به اين نتيجه رسيد كه فرمانده مقاومت تمايل داشت تا روند بازي هاي اپراتيفي و تحريك آميز در دستگاه اداره احتساب طالبان طوري ادامه يابد كه زهر بي  اعتمادي ميان طالبان ضد كمونيست و خلقي ها درسيستم كار مشترك آنان چكانده شود. اين طور محاسبه شده بود كه طالبان تحت رهبري ملا رباني رئيس شوراي رهبري طالبان دركابل از نيرومندي روز افزون كادر هاي  نظامي واطلاعاتي خلقي و اشاعه نفوذ " دسولي غورزنگ" ناراضي و متنفر اند. ملا مؤمن مي گويد:

- من فهرست فعالان استخباراتي خلقي در دستگاه اداره احتساب طالبان را به آمر صاحب درپنجشیر تحويل دادم. وي يك يك اسامي مندرج در فهرست را از نظرگذراند و سرانجام گفت : افسران خلقي بر ضد ما شعوري عمل مي كنند و بايد كاري كرد كه افسران خلقي در ميان طالبان منزوي شوند. ما روی طرحی کار کردیم که به موجب آن عملیات خود را آغاز می کردیم. پس من به كابل برگشتم و كار زهر پراگني در صفوف طالبان وخلقي ها را براساس يك برنامه دقيق پيگيري كرديم.

 

دكترنادر احمدزي ( ملا مؤمن) بر بنياد اسنادي كه از آن دوران در اختيار دارد، مي گويد: ما طي يك برنامه مداوم وسري ، فضايي را ايجاد كرديم كه در ميان خلقي ها و طالباني كه به استخبارات پاكستان رابطه يي نداشتند، سوء ظن و بي اعتمادي به وجود آمد. من موفق شدم كه در قدم اول، با استفاده از پول هاي هنگفتي كه از پنجشير به كابل انتقال مي دادم ، ملاخاكسار را به هدف نزديكي با مركزمقاومت درپنجشير با خود هم آهنگ كنم. تماس هاي مكرر ملا خاكسار با ملا رباني كه به عنوان يك چهره ميانه رو مورد توجه بود، اندك اندك نتايج اميدواركننده خود را آشكار كرد. وقتي از توافق ملا رباني در مورد حركت برضد افسران خلقي و همكاران پاكستاني آن ها تا اندازه يي مطمئن شديم ، تصميم گرفتيم تا گام بعدي را به جلو برداريم. بازي ما براي تغيير ذهنيت ملا رباني در مورد  خلقي ها تا آن جا ادامه يافت كه ملا رباني از حس نگراني كه ما به نسبت حضور آشكار و افزايش نفوذ عمال استخباراتي پاكستان و افسران خلقي چاق كرده بوديم ، مضطرب گشت و بر لزوم شروع اقدام بر ضد آنان باور مند شده بود.

دكتر احمدزي مي افزايد:

 

ملا رباني در تماس مخابراتی با ملاعمر رهبر طالبان، موضوع حضور خلقي ها را با صراحت مطرح كرد واستدلال كرد كه " انقلاب ما يك انقلاب اسلامي است" و حضور و نفوذ خلقي ها و نفرات اي ،اس ،آي وجهه اسلامي و ملي طالبان را لكه دار مي كند. وي به ملاعمر گفت كه خلقي ها چندين بار در بيست سال اخير دركشوركودتا كرده اند و نمي توان بالاي آنان بيش ازين اعتماد كرد. بدين ترتيب ملاعمر در پايان صحبت توافق كرد كه جمع آوري اسناد ومدارك عليه خلقي ها آغاز شود و اين عمليات با نخستين دستور ملا رباني از کابل شروع گرديد.

 

نخستين اقدام ملا رباني ، درماه حوت سال 1375 ، صدور امر گرفتاري غرزي خواخوگي بود كه به كمك ما انجام گرفت. به اساس ارسال شفر ( پيام رمزي) ملا رباني به قاري حضرت محمد درجلال آباد، غرزي خواخوگي درننگرهار دستگير و زنداني شد. مسئوليت تحقيق از غرزي بر عهده مولوي ياسين رئيس اداره سوم استخبارات جلال آباد گذاشته شد.مولوي ياسين دراصل از ساكنان ولايت وردك بود كه در بغلان زنده گي مي كرد و درگذشته عضو حركت انقلاب اسلامي افغانستان بود و با شبكه ضد استخباراتي مستقردر پنجشير رابطه داشت.( وي دوسال پيش به طور مرموزي درمناطق سرحد ترور شد.) غرزي دوره سه ماههء تحقيقات را در رياست سوم احتساب جلال آباد ازسر گذراند و سپس به قندهار انتقال داده شد. درهنگام انتقال سرماي زمستان بيداد مي كرد و دگروال اخترگل  مديرلوجستيك رياست يازده استخبارات طالبان دو جاكت پشمي دراختيار غرزي گذاشت. درقندهار كار تحقيق از غرزي به وسيله مولوي احسان الله سرفدا ،معاون اپراتيفي رياست عمومي استخبارات قندهار ادامه يافت. اما تحقيقات اصلي غرزي در جلال آباد صورت گرفت كه شامل سي و چهار سوال وده ورق تحريري است.

 

دهان بلا باز مي شود

گذشت روز گار بي تعصب است. بدون اعتنا به نسب نامه هاي مجازي و اسرار ربوده شده ، دير يا زود  با چنگال هاي درشت خويش، پرده هاي غدر و تبذير را پاره مي كند. عمال قتل دكتر نجيب در سال هاي حاكميت طالبان به سختي تلاش كردند  تا تمامي كانال هاي ره يابي به سوي اسرار قتل رئيس جمهور پيشين افغانستان را كه در غيابت دادگاه ، تشريفات قانوني و با تعرض به كرامت انساني يك رجل سياسي كشور  انجام گرفت، مسدود كنند، اما اكنون دهان بلا باز شده است و از كام اين بلا، اسناد و مدارك دست اول به قلم شخص غزری خواخوگی در باره اعدام دكترنجيب، خارج شده است. اعترافات غرزي درين اوراق بسيار وحشت ناك و صريح است. جواب هاي غزري به پرسش هاي مستنطق نشان مي دهد كه وي كاملا يقين داشت كه تحت فشار كرنيل امام و يا به امر ملا عمر به زودي آزاد خواهد شد. سبک و سیاق جوابات غرزی به پرسش های مستنطق ، لحن و ادای یک مقام عالی نظامی و استخباراتی را نشان می دهد.

نخست توجه کنید به چند سند کوتاه :

 

 

 

سند شماره يك :

دولت اسلامی افغانستان

ریاست استخبارات

محترم قاری حضرت محمد، اسلام علیکم

اما بعد؛

براساس امر محترم امارت اسلامی و پیغام مخابروی شان جهت کفالت ، کفیل حنیف می آید. دوسیه تحقیق غرزی را هرچه عاجل و به شکل محرم برایش تسلیم کنید.

امضای رئیس عمومی استخبارات

29/5/1376

  

 

 

سند شماره دوم

دولت اسلامي افغانستان

رياست استخبارات

رياست استخبارات ننگرهار

 

به مقام محترم رياست عمومي استخبارات امارات اسلامي افغانستان

اسلام عليكم و رحمت الله و بركاته واما بعد.

به اساس هدايت مقام محترم شما دوسيه تحقيق غرزي نام معاون اسبق اوپراتيفي  رياست عمومي استخبارات كه به اساس پيام مخابروي شما مقام محترم دستگير گرديده بود، معه ده ورق تحقيق كه حاوي سي و چهار (34) سوال و جواب مي باشد، توسط معاون اين اداره و دوتن از مستنطق تحقيق آن تكميل و به اساس معرفي خط شما به اسم كفيل حنيف به شخص محترم كفيل حنيف دوسيه مذكور تسليم داده شد.

به اميد پيروزي حق بر باطل

امضاي ملا بخت محمد استخبارات ننگرهار

 

سند شماره سوم

د افغانستان اسلامي دولت

د استخباراتو لوي رياست

و اما بعد:

دغه محترم حاجي محمد ( خواخوگي) د محمد ابراهيم خواخوگي زوي دي چه د استخباراتو د لوي رياست اوپراتيفي مرستيال او د خاص گروپ مسئول هم دي، در وپيژندل سو چه يو ميل ميكاروف تفنگچه او دري ميله كلاشينكوفونه او دوي دستگاه د مخابري د حان سره په لويه ليارو كشي او شهر د كابل او ولاياتو كشي گرزوي .

چه ورته مزاحمت ونكري

والسلام

د استخباراتو ع رئيس

قاري احمد الله

11/1/1376

  

 

 

سند شماره چهارم

حزب اسلامی افغانستان

ریاست دعوت و تنظیم

کارت معرفت

ترجمهء پشتو از مکتوب

به سکرتر محترم کمیته صلیب سرخ جهانی ، اسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته، اما بعد:

محترم حاجی محمد خواخوژی که معاون اپراتیفی استخبارات است، از جانب ما و شورای محترم  نماینده گی می کند. و هم در مورد کمک در امر مبادله زندانی ها دراختیار شماست که اینک براش ما معرفی گردید.

رئیس عمومی استخبارات

قاری احمدالله

امضاء

یادداشت : معلوم نیست که در جناح چپ سند مذکور، چرا " حزب اسلامی افغانستان" نوشته شده است؟ 

 

 

 

سند شماره پنجم ، صورت تحقيقات

پرونده ویژه

نام پرونده: شاهین

مضمون: تعقیب خاص

شماره خاص: صفر پنج

شروع : سال 1375- 1994

در صفحه نخست این پرونده ، ملامؤمن ( دکتر نادر احمدزی ) فعال ضد طالبان با خط سرخ چنین نگاشته است:

دوسیه کاری بنده بالای تثبیت جاسوسان پاکستانی ، که به حیث یک نظامی مسلکی کشورم با پول شخصی کار می کردم تا روزی برای ملت آزاد و کشورم افغانستان، زحماتم تثبیت شود.

تاریخ 1/12/1375

امضاء

 

 

صورت تحقیقات از غرزی خواخوژی در اداره استخبارات ننگرهار

یادداشت : سوال ها و جواب ها در تحقیقات به زبان پشتو تحریر شده است. چنان که مشاهده می کنید، صورت اصل اوراق نیز درین کتاب عکس برداری شده است

 

دولت اسلامي افغانستان

رياست استخبارات

امضاي مستنطق ، تاريخ 19بر 20 /2/1376

 

سوال اول:

نخست شهرت مكمل خود را بنويسيد.

جواب : من غرزي خواخوگي فرزند محمد ابراهيم خواخوگي اصلا از كندهار هستم و فعلا در اسلام آباد به سر مي برم. امضاء

سوال دوم :

ازتحصيلات خود و اين كه تا كدام درجه و در مدرسه درس خوانده ايد و قبلا چه كار مي كرديد و اكنون چه كاره هستيد؟

جواب :

من تا صنف دوازده هم در ليسه حبيبيه درس خوانده ام. بعدا در وزارت دفاع به حيث افسر وظيفه داشتم و فعلا شما مي دانيد كه معاون اوپراتيفي استخباراتو دولت اسلامي و همچنان مسئول گروپ خاص هستم.

امضاي غرزي

سوال سوم:

در جيب شما يك كارت سرخ است كه مربوط آي ، اس ، آي پاكستان است ونام شما درآن نوشته شده، و به شما چه ربطي دارد؟

جواب :

اين كارتي است كه در حال حاضر، تمام رؤساي بلند پايه تحريك اسلامي آن رانزد خود دارند. همچنان كليه مقامات تحريك ازين كارت نزد خود دارند.

امضاي غرزي

سوال چهارم:

آن عده از افراد تحريك كه در جواب سوال سوم شما تذكر رفت، اگر اين غلط ثابت شود، جرم شما را زياد تر مي كند؟

جواب:

اول اين كه شما حق بازداشت و تحقيق مرا كه يك معاون اوپراتيفي هستم، نداريد. پس كه اين چنين مي گوئيد، به صراحت مي گويم كه اين كارت هم نزد من و هم نزد كليه مقامات تحريك موجود است؛ مانند ملارباني ، ملامحمد حسن؛ هم نزد قاري احمدالله ، هم نزد ملاجليل وهم ملاغوث وجود دارد.

امضاي غرزي

سوال پنجم:

شما مي گوئيد كه ما صلاحيت تحقيق شما را نداريم اما شخص قاري احمدالله و ملارباني ، امرگرفتاري شما را داده اند!

جواب :
اول بايد شما در مورد من از ملامحمد عمر( اميرالمؤمنين) پرسان كنيد كه من كي هستم و از چه كسي در تحريك رسما نماينده گي مي كنم. و ملارباني و قاري احمدالله حق ندارند امر گرفتاري مرا بدهند.

امضاي غرزي

 

صفحه دوم:

دولت اسلامي افغانستان

رياست استخبارات

امضاي مستنطق

21 بر 22 2/1376

 

سوال ششم :

شما از روي كدام صلاحيت، نسبت به مقام شوراي سرپرست و قاري احمدالله مقام بالا داريد؟

جواب :

من مغرور نيستم اما به اين علت كه من نماينده رسمي ( دصلحي غورزنگ) براي شخص اميرالمؤمنين ملامحمد عمر آخند معرفي شده ام.

امضاي غرزي

سوال هفتم:

شما به صلاحيت چه كسي معرفي شده ايد و نماينده تحريك همراه شما كي بود؟

جواب :

من به دستور شخص شهنواز تني ( ميوند) ، به وسيله استخبارات نظامي حكومت اسلامي پاكستان آي ، اس ، آي به تحريك طالبان در كندهار معرفي شدم. امضاي غرزي

سوال هشتم:

از اظهارات شما ثابت مي شود كه ( جنبش صلح ) با تحريك يكي است. پس وجه مشترك آن ها چه است؟

جواب :

بلي ، ملاعمر كه رهبر تحريك شد، من و ملا رباني هر دو نشستيم و پروگرام هاي خود را آماده كرديم  وسپس برنامه هاي مشترك نظامي را طرح كرديم. امضاي غرزي

سوال نهم:
به اساس گفته شما، ملاغوث هم بود؛ وي چه وظيفه را انجام مي داد؟

جواب:

وي بر در رابطه به نماينده گي خارجي ، با ( ميوند) و جنبش كار مي كرد.

امضاي غرزي

سوال دهم :

آيا اكثريت جنبش شما خلقي ها نيستند و شهنواز تني خلقي با شما نبود ؟ حالا چه برنامه مشترك نظامي با تحريك ما داريد؟

جواب :

گپ اين است كه اگرچه ما خلقي ها هستيم اما بنده گان خدا هستيم وتمام ما انتي سويتيست ها هستيم ؛ يعني ضد روسيه و نيروهاي شوروي هستيم. هدف ما هم نابودي روسيه و شوروي بود كه تحريك اسلامي هم همين هدف را دنبال مي كند. كه بايد اخواني ها و تمام آناني كه اعضاي "خاد" بودند،  محو و نابود شوند. همكاري مشترك ما در عرصه نظامي در قواي هوايي و تمام خطوط اول جنگ است.و همچنان در قواي زرهدار است.

امضاي غرزي

 

صفحه سوم

دولت اسلامي افغانستان

رياست استخبارات

امضاي مستنطق

21 بر 22 / 2/1376

 

سوال يازدهم:

شما از اخواني ها نام برديد كه رهبري آنان را حكمتيار بر عهده دارد. آيا رهبر شما، در سال 1368 با حكمتيار اتحاد نكرد؟

جواب :

آن وقت هم همين پلان ما بود كه اخواني ها و جهادي ها (مجاهدين) به هدف شكست روس ها تربيه شده بودند، مگر براي حكومت كردن، پاكستان وامريكا با ما مذاكره كرده بودند كه بايد بر ضد مجاهدين يك عمل اصلي و فكري ضرورت است. به همين دليل، پروگرام اصلي كودتا و قيام ما بر ضد نجيب اين بود كه هم پرچمي ها نابود شوند و هم گلبدين بدنام شود و هم پلان امريكا عملي شود كه براي محو اردوي مجازي كمونيستي مبلغ شصت و سه ميليون دالر در اختيار پاكستان قرار داده بودند . هم بنياد اردوي كمونيستي از بين رفت. بنيادش محوشد و هم رهبري پرچمي ها ختم شد. هم گلبدين متلاشي گشت. مسعود هم درحال نابودي است.و هم از جمع آن پول ها از تقريبا سي ميليون دالر آن ، جنبش صلح و تحريك اسلامي روي پا شدند كه به پيروزي خواهند رسيد.

امضاي غرزي

سوال دوازهم :

شما در جنگ ميان مسعود و حكمتيار نقشي داشتيد؟

جواب :

بلي ، نقش ما اين بود كه دشمني ميان آنان را گرم نگهداريم و بلاك شرق مصروف جنگ باشند و بدنام شوند.

امضاي غرزي

سوال سيزدهم:

شما اين كار را شرعي و اسلامي مي دانيد؟

جواب :

بلي، به اين دليل كه مجاهدين و شرو فساد به خاطر شكست نظامي روس ها ساخته شده بودند و كار شان حكومت كردن نبود. بايد حكومت يك حكومت ساده اسلامي باشد مانند مصرو سعودي ، و تحريك طالبان و د صلحي غورزنگ درآن باشند و ملا محمد عمر آخند هم اين را مي داند.

امضاي غرزي

 

صفحه چهارم :

دولت اسلامي افغانستان

رياست استخبارات

امضاي مستنطق

23 بر 24 /2/1376

 

سوال چهاردهم :

شما در پاسخ به يك سوال اظهار داشتتيد كه شماري از افراد كه اسامي شان را ذكر كرديد، اين كارت را با خود دارند مگر اين كارت نظاميان آي ، اس، آي است.

جواب :

من براي شما مي گويم كه اين يك موضوع پنهان نيست. ما هريك ، ملا محمد حسن آخند، ملا رباني آخند، ملاغوث آخند، ، ملاعباس ، ملاجليل، قاري احمدالله ، تمام ما ازين كارت ها داريم و يك مسأله رسمي است. هركسي كه امر توقيف و تحقيق مرا داده است، وي دشمن تحريك اسلامي طالبان و دشمن پاكستان است.من مي گويم كه در عقب اين كار، آن پرچمياني دست دارند كه با قاري احمدالله هستند و مي خواهند دوستي ميان پاكستان وافغانستان را خراب كنند.

امضاي غرزي

سوال پانزدهم:

 شما كه نماينده (دصلحي غورزنگ ) هم هستيد، بگوئيد كه برنامه بعدي شما در مورد تحريك اسلامي چه است؟

جواب:

ما حالا و در آينده نيز با تحريك اسلامي هستيم و خواهيم بود. به اين علت كه ما هر دو از سوي يك رهبري معرفي شده ايم و كوشش ما اين است كه دركنار تحريك اسلامي، در عرصه نظامي و دپلوماتيك كمك هايي را ارائه كنيم.

امضاي غرزي

 

سوال شانزدهم :
شما نام اين ممالك را ذكر كرده مي توانيد؟

 

دنبــــــال دارد....

 

بالا

دروازهً کابل
 

شمارهء مسلسل96           سال پنجم           ثـــور/جوزا    ۱۳۸۸  هجری خورشیدی          می 2009