|
رفعت حسینی
منفجر نگشته ها
(١)
درد من
درد قلب شرقی شهیر من
از صد و هزار ساله گی
ـ دگر ـ
گذشته است !
(٢)
درد من
ـ همیشه ـ
درد واژه های زخم خورده است
درد حرف
درگلو
گرده شده
درد واژه ای زخمی صبور
صبر شرقی همیشه گی
(٣)
درد من
ز آن زمان که آفتاب گریه میکند،
و تا کنون که روز ها لبالب از عصارهء شکست آدمیست،
آشیانه و نشانهء همیشه گی سرزمین من
و سر زمین شاعران بی ستاره است.
(٤)
درد من،
عزیز من!
ز ماشه ها، فتیله ها و شارژور ها
و مین های منفجر نگشته است.
*********** |