|
تمام آرزویم این است که یک روز؛ فقط یک روز، از صبح تا شام با من حرف بزنی!
من به اندازهی یک لالِ صدساله تشنهی سخن با تو ام.
من به اندازهی یک سال سؤال دارم!
یک روز با من حرف بزن و بگذار با آخرین سؤال بمیرم.
یک روز با من حرف بزن؛ تا کتابها نوشته شوند
و ناشران به اندازهی برگهای درختانِ جهان کتاب منتشر کنند و تو یک روز
هزار کلمه را مصرف کن؛
تا سیر از سخن گفتنت شوم.
بگذار من با حرفهایت بمیرم!
بگذار کتابها نوشته شوند.
بگذار نویسندهگان کتابهایت پرواز کنند.
تمنا توانگر
|