|
چه کنم اگر نه کنم نظر، به بهار چشم سیاه تو-
خوشم ار خزان شده عمرمن، ز نشستنم سر راه تو -
به مثال مرغ اسیری دام، ز هوا فتاده به این مقام-
شده عیش من به خدا تمام، چه کنم نه بوده گناه تو-
چو دل ز سینه فتاده ام، می غم نشسته به جام من-
به امید سرودخنده ای، به هوای سازنگاه تو-
نه بود مرا سری سرکشی، غم عشق تو بودم خوشی-
نه توانی دیدن اشک تو، نه دل کشیدن آه تو!
شب وکاروان و امیدوصل، عجب این که رهبری راه منم-
نه رسم به منزل آرزو، چو نه باشدم رخ ماه تو!
«رهبر توخی»
|