کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          مریم

    

 
چارپاره‌های تازه

 

 

زنی میان غزل های خویش گریه نمود
و قطره قطره ز دل ریخت واژه را پی‌هم
میان نیمه‌ی هر مصرع خون چکید دلش
زبس که کرده او را امتحان، خدا پیهم

زنی که دست نبرده به شاخ ممنوعه
کشیده بارِ گناهِ که سهم آدم بود
مسیح به کرسی پیغمبری نشست ولی
همیشه دست قضاوت بسوی مریم بود

و چون نبود کسی، دست یاری اش بدهد
همش بلند شده روی پای خود مانده
تبسمی به نشان امید کَی دیده
به زیر سایه‌ی لبخندهای خود مانده

درون آینه زل زد به چشم‌های خودش
کسیکه که عزمِ خودش را هنوز باور داشت
و همچو شاهپرکِ گیر کرده در پیله
هوای باغ به سر بسته بود و پرپر داشت

دوباره یک چمدان شعر را به سینه سپرد
دلش به یک سفر دور و دور راه افتاد
امیدی زنده شد و بغض تلخ او بلعید
نویدی در رگ او همچو نور راه افتاد

مریم

 

 

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۷     سال بیست‌‌یکم         دلو    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی                اول فبوری 2026