کابل ناتهـ، Kabulnath



 

 

 

 

 

 

Deutsch
هـــنـــدو  گذر
آرشيف صفحات اول
همدلان کابل ناتهـ

دريچهء تماس
دروازهء کابل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         دکتر غفور آرزو 

    

 
غریو واژگان

 

 

سرشک ناچکیده ام
چکامه شد چکاد شد
غریو واژگان من
شراره‌های داد شد

هوا هواست صخره‌گون
و آب‌هاست موج خون
لطافت فسرده‌ هان!
اسیر انجماد شد

اراده‌های منفعل
به طرز تازه شد خجل
به خار و خاره متصل
زمان انسداد شد

درفش‌های سرنگون
فتاده غرق خاک و خون
و سربدار بود و دار
مرام ما مراد شد

و کودکی بریده‌پا
گرسنه بود و بی‌نوا
خدا خدا زد و خدا
صفیر رویداد شد

و مادری کفن به‌دوش
بسان کاوه شد سروش
جگرفشان کشید چیغ
طلوع بامداد شد

ز هر کرانه روشنی
شعار و شور میهنی
کشید نقطه‌چین خشم
نفیر امتداد شد

شعار ما، شعور ما
غریو ‌ما، غرور ما
سرور ما، حضور ما
سرود عشق و داد شد

هماره موج می‌شویم
درفش و اوج می‌شویم
سپیده سرزد و سرود :
زبان اتحاد شد

هری و بلخ و هیرمند
نماد درد و دردمند
شکوه شهر و شهروند
نوید سبززاد شد

و با گذار فصل سرد
جوانه زد غریو درد
و دست‌های هم‌صدا
کمان گرد‌باد شد

… و هم‌گرا و هم‌نوا
به درد خویشتن دوا
چنین نوشت همدلی:
بهار اعتماد شد


هانوفر
۲۶ جنوری ۲۰۲۶م

بالا

دروازهً کابل

الا

شمارهء مسلسل    ۴۹۷     سال بیست‌‌یکم         دلو    ۱۴۰۴     هجری  خورشیدی                اول فبوری 2026